از هرات تا خمینیشهر؛ روایت استادکاری که هنر دستش را وقف حسینیه کرد

از هرات تا خمینیشهر؛ روایت استادکاری که هنر دستش را وقف حسینیه کرد داود نجفی هروی، استادکار افغانستانی با بیش از ۱۵ سال سابقه در معماری سنتی و نجاری، سه سال و نیم است در یکی از حسینیههای قدیمی خمینیشهر مشغول مرمت و بازسازی بخشهای مختلف این بناست؛ استادکاری که هنر خود را
از هرات تا خمینیشهر؛ روایت استادکاری که هنر دستش را وقف حسینیه کرد
داود نجفی هروی، استادکار افغانستانی با بیش از ۱۵ سال سابقه در معماری سنتی و نجاری، سه سال و نیم است در یکی از حسینیههای قدیمی خمینیشهر مشغول مرمت و بازسازی بخشهای مختلف این بناست؛ استادکاری که هنر خود را «ذوقی و خدادادی» میداند و میگوید دلبستگیاش به مسجد و حسینیه باعث شد ماندن در ایران و ادامه این کار را انتخاب کند.
به گزارش خبرنگاردنیای اسرار، وقتی پای صحبت استادکاران بناهای قدیمی مینشینی، قصه فقط از آجر و چوب و سقف و در و پنجره نیست؛ هر قطعه چوب و هر نقش و کندهکاری، بخشی از هویت یک بنا و خاطره مردمانی است که سالها در آن رفتوآمد داشتهاند.
داود نجفی هروی، استادکار اهل هرات افغانستان، یکی از کسانی است که بیش از سه سال گذشته را صرف مرمت و ساخت بخشهایی از یک حسینیه قدیمی در خمینیشهر کرده است؛ کاری که ابتدا با ساخت شیروانی آغاز شد اما به مرور، بخشهای دیگری از معماری و نجاری این مجموعه را نیز دربر گرفت.
او میگوید: «تقریباً سه سال و نیم است که اینجا هستم. روز اول برای ساخت شیروانی آمدم. قرار بود فقط همین کار را انجام بدهم، اما بعد کارهای دیگری هم به ما سپرده شد.»
هروی که همزمان در زمینه معماری سنتی، بنایی و نجاری فعالیت دارد، از ساخت سقف و اتاق گرفته تا اجرای نما و ساخت درهای چوبی این حسینیه را در کارنامه فعالیت خود در این بنا عنوان میکند.
او میافزاید: «هم کار معماری انجام دادهام و هم کارهای نجاری. سقفها را ساختهام، اتاق ساختهام و روی نما و درهای چوبی هم کار کردهام. الان هم ساخت سقف یکی از اتاقها و کارهای نجاری را ادامه میدهیم.»
داستان حضور این استادکار در خمینیشهر نیز خود ماجرایی شنیدنی دارد.
هروی میگوید فردی به نام «عباس تنباکوشناس» از اصفهان که او را از قبل میشناخته، واسطه حضورش در این پروژه شده است.
او توضیح میدهد: «من از افغانستان آمده بودم و قصد داشتم به تهران بروم و آنجا کار کنم. آقای تنباکوشناس چند بار با من تماس گرفتند و گفتند برای یک کار قدیمی استادکار لازم دارند. ابتدا باور نمیکردم و فکر میکردم شوخی میکنند، اما آمدم و کار را دیدم.»
به گفته او، قرار بود مدت کوتاهی در این پروژه بماند، اما علاقه به کار و فضای حسینیه باعث شد ماندنش طولانیتر شود.
هروی درباره علت ماندنش در این حسینیه میگوید: «حقیقتش چیزهایی دیدم و صحبتهایی شد که برایم خیلی دلنشین بود. حاجآقا به من گفت اینجا پایگاه حسینیه است و این کار برای امام حسین(ع) و امام رضا(ع) انجام میشود.»
او ادامه میدهد: «من خودم عقیده دارم و عمرم در حسینیهها و مسجدها گذشته است. وقتی دیدم این کار برای مسجد و حسینیه و امام حسین(ع) انجام میشود، دلم خواست همینجا بمانم و کار کنم.»
برای این استادکار، مرمت این بنا صرفاً یک پروژه ساختمانی نیست؛ او معتقد است نتیجه کار باید سالها باقی بماند و آیندگان نیز بتوانند حاصل دسترنج امروز را ببینند.
هروی میگوید: «وقتی کاری انجام میدهیم، مردم ممکن است امروز از کنار آن رد شوند و توجه نکنند، اما سالهای بعد میآیند و میبینند چه کاری انجام شده است. برای من مهم است که کار خوب از خودمان به جا بماند.»
یکی از بخشهایی که هروی با علاقه از آن صحبت میکند، درهای قدیمی و کندهکاریهای سنتی است.
او درباره یکی از درهای حسینیه میگوید: «این در قدیمی است و روی آن کار زیادی انجام شده. حتی آیات قرآن با دست روی آن کندهکاری شده است. وقتی چنین کاری به ما سپرده میشود، باید با دقت انجامش بدهیم؛ چون قرار است سالها باقی بماند.»
این استادکار معتقد است در معماری سنتی، ارزش یک اثر فقط به هزینه مصالح یا دستمزد خلاصه نمیشود، بلکه ظرافت، اصالت و هنر دست استادکار نیز اهمیت زیادی دارد.
هروی درباره هزینه چوب و دشواری تأمین مصالح نیز میگوید: «چوب خیلی گران شده است. قیمت چوب در سالهای گذشته با امروز قابل مقایسه نیست. بعضی چوبهایی که آن زمان با قیمت پایینتر تهیه میشد، امروز بسیار گران شدهاند.»
او معتقد است افزایش قیمت مصالح باعث شده اجرای کارهای سنتی، بهویژه کارهای چوبی و کندهکاری، دشوارتر شود.
به گفته وی، ساخت یک در یا سازه چوبی بزرگ علاوه بر هزینه بالای چوب، ساعتها کار دستی و استفاده از ابزار و دستگاههای مختلف را نیز میطلبد.
این استادکار افغانستانی درباره سابقه فعالیت خود در این حرفه میگوید: «حدود ۱۵ سال است که در زمینه معماری سنتی کار میکنم.»
اما پاسخ او درباره اینکه این هنر را نزد کدام استاد آموخته، جالبتر است.
هروی میگوید: «من جایی شاگردی نکردم و نزد استاد خاصی هم درس نخواندم. این هنر را ذوقی و خدادادی میدانم. خدا این استعداد را به من داده است.»
او البته از تجربه سالهای فعالیتش در افغانستان نیز یاد میکند و میگوید نمونه کارها و مصاحبههایی از فعالیتهایش در روزنامهها و مجلات افغانستان منتشر شده است.
کار هروی در این حسینیه همچنان ادامه دارد؛ از ساخت سقف و کارهای بنایی گرفته تا نجاری و مرمت درها و بخشهای مختلف بنا.
او نمیداند این پروژه دقیقاً چه زمانی به پایان خواهد رسید، اما میگوید تا زمانی که کاری باقی مانده باشد، برای انجام آن تلاش خواهد کرد.
داود هروی شاید روزی دوباره به افغانستان بازگردد، اما بخشی از هنر و دسترنج او در همین حسینیه قدیمی باقی خواهد ماند؛ در چوبهایی که تراش خوردهاند، در نقشهایی که با دست کنده شدهاند و در سقفها و سازههایی که قرار است سالها بر سر مردمی باشد که برای عزاداری و برگزاری آیینهای مذهبی به این مکان میآیند.
او در پایان میگوید: «خدا این هنر را به من داده است و امیدوارم بتوانم با عزت و سلامتی کار کنم و چیزی از خودم به جا بگذارم.»
برچسب ها :حسینیه امام رضا(ع) فروشانیهای خمینیشهر
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.











ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0