تاریخ انتشار : شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۲
کد خبر : 61180

وقتی پهلوانی آیینه‌دار ایثار می‌شود

وقتی پهلوانی آیینه‌دار ایثار می‌شود

  به گزارش دنیای اسرار،یادداشت :حجت السلام دکتر علیرضااحمدی عضو کمیته ورزش بنیاد بین المللی غدیر  – نمی دانم آنچه در دل دارم را بنویسم یا برای خود مرور کنم و سَرِ قلم بر تحریر دل بسُفتم و یا شعر معین را در کُنج قلب بسپارم که اگر ایران بجز ویران سرا نیست… من این ویرانسرا

 

به گزارش دنیای اسرار،یادداشت :حجت السلام دکتر علیرضااحمدی عضو کمیته ورزش بنیاد بین المللی غدیر  – نمی دانم آنچه در دل دارم را بنویسم یا برای خود مرور کنم و سَرِ قلم بر تحریر دل بسُفتم و یا شعر معین را در کُنج قلب بسپارم که

اگر ایران بجز ویران سرا نیست…

من این ویرانسرا را دوست دارم…

اگر تاریخ ما افسانه رنگ است!

من این افسانه‌ ها را دوست دارم

نوای نای ما گر جانگداز است

من این نای و نوا را دوست دارم!

اگر آب و هوایش دلنشین نیست…

من این آب و هوا را دوست دارم

و اینجا، در قلب تاریخ، در سایه‌سار گنبدهای فیروزه‌ای و زمزمه‌ی زاینده‌رود، مسابقات پرورش اندام کشور نه فقط میدانی برای نمایش قدرتِ جسم، که جلوه‌گاهی شد برای تبلورِ روحِ پهلوانی و پیوند با خونِ شهیدان. به عنوان یک مسئول فرهنگی که سال‌ها در پیوندِ هنر و ورزش کوشیده‌ام، این رویداد را نه یک رقابتِ صرف، که انقلابی در نگاهِ ما به «فرهنگِ تن» و «فرهنگِ جان» یافتم. اینجا، هر انقباضِ عضله، قصیده‌ای بود از غیرت؛ هر حرکت، روایتی از مقاومت؛ و هر نگاه به سکوهای تجلیل، یادآور آیه‌ی «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» که عزتِ حقیقی، از آنِ ایمان و ایثار است.

۱. ورزشکاران؛ ستون‌های استوارِ اراده

ورزشکارانی که بر روی تخته‌ها ایستاده بودند، چون کوه‌های دماوند، استوار و سربلند. عضلاتِ درخشانشان در پرتو نورافکن‌ها، تداعی‌گر «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ» بود، اما این میدان، میدانِ جنگ با نفس و نمایشِ ظرفیت‌های بی‌نهایتِ انسانی بود. حرکاتِ موزونشان، شعری از صلابت را بر دیوارهای نقش‌جهان حک می‌کرد؛ چنانکه استاد شجریان، با آن آوازِ آسمانی، در وصفِ این همت سروده است:

«به جانم رسید از غمِ تو، ولی / چه گویم که با تو چه‌ها کرده‌ام»

آری، هر ورزشکار، با رنجِ تمرین و عرقِ جبین، با خویشتنِ خویش در ستیز بود تا به کمالِ ممکن دست یابد، و این عینِ همان «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» است که پس از هر سختی، گشایشی است.

۲. میزبانی اصفهان؛ هنرِ جاریِ یک تمدن

میزبانیِ اصفهان، اما روایتی از ظرافتِ ایرانی است. نظمِ بی‌نظیر، دکوراسیونِ خیال‌انگیز و زمان‌بندیِ دقیق، همه چون زاینده‌رودی جاری بود که از دلِ کویر می‌گذرد و حیات می‌بخشد. سعدی، آن حکیمِ شیرین‌سخن، فرموده: «هنرمند آن است که در عمل، آرایشِ گفتار دارد» و اینجا، میزبانان، هنرِ خویش را در عملِ بی‌چون و چرا به تماشا گذاشتند. گویی خودِ حافظ، با آن طبعِ لطیف، این نظم را می‌ستود و می‌سرود:

«مکن تکیه بر ملکِ دنیا و شوکت / که این نقشِ خیال است و این آبِ روان»

اما این آبِ روانِ میزبانی، این بار، تصویری ماندگار از غیرتِ ملی بر جای نهاد.

۳. اوجِ رویداد؛ تجلیل از خانواده‌های شهدای میناب

اما اوجِ این جشنِ پهلوانی، لحظه‌ای بود که زمان، نفس‌هایش را حبس کرد. وقتی پدرانِ شهدای میناب، با چشمانی پر از نورِ صبر، بر فرازِ سکوها نشستند، گویی آسمانِ سالن، ستارگانی تازه یافت. در آن آن، قلب‌ها «وَیَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ» را زمزمه کردند و همایون شجریان، با آن صدای جان‌سوز، در خیالِ این لحظه خواند:

«ای وطن، ای وطن، ای وطن / من به تو عشق می‌ورزم، از دل و جان»

این تجلیل، نه یک حرکت تشریفاتی، که اتصالی آسمانی بود میان زورخانه‌ی فتوت و سنگرهای شهادت. ورزشکارانِ میدان، با قامتی وکیل هر عنوان و مدالی است و این خانواده‌ها، بی‌ادعا، بلندترین قله‌ها را فتح کرده‌اند. چنانکه قرآن می‌فرماید: «وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» و این حضورِ زنده‌ی آنها در دل‌های ما، خود مصداقِ این حیاتِ جاوید است.

۴. پیامِ فرهنگیِ این رویداد؛ انقلاب در نگاه به ورزش

این حرکتِ تحسین‌برانگیز، پیامی انقلابی برای ۶ رویدادهای ورزشی کشور داشت: پرورش اندامِ این مرزوبوم، تنها پرورشِ ماهیچه نیست، بلکه پرورشِ روحِ غیرت، وفاداری و پاسداشتِ یادگارانِ جاودانگی است. مولانا، آن عارفِ بزرگ، در وصفِ این هم‌آمیزی سروده:

«تو خود حدیثِ مفصل بخوان از این مجمل / که عشق، همتِ مردانِ راهِ دانایی است»

و چه مصداقی روشن‌تر از اینکه پس از رنجِ مسابقه، به ذکرِ ایثارگران آراسته شد؟ این همان «فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ» است که در متنِ این رویداد، جلوه‌ای عینی یافت. امروز، ورزشِ قهرمانی بدون فرهنگِ ایثار، تهی از معناست و این رویداد، ثابت کرد که می‌توان ورزش را با حماسه‌های ملی و دینی پیوند زد و از آن، ابزاری برای انتقالِ ارزش‌ها ساخت. به قولِ محمدرضا شجریان در آن تصنیفِ ماندگار:

«مرغِ سحر، ناله‌سرایی کن / که این شبِ تار، سحرگاهی کن» – و این رویداد، نویدِ سحری بود برای ورزشِ ایران که از خوابِ بی‌نقشی بیدار شود و به خودِ اصیلِ خویش بازگردد.

اما آفرینِ پایانی، از آنِ کسانی است که در سکوتِ ایثار، «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» هستند و حماسه‌سازِ همیشگی این سرزمینِ خورشیدند. به قولِ سعدی:

«بنایِ دولتِ جمشید، از عدل است و داد / نه از ستونِ بلند و نه از حصارِ کهین»

و

اینجا نیز، بنایِ افتخار، بر پایه‌ی همین یادها و نام‌هاست که تا ابد، در تاریخ این مرزوبوم، پاینده و جاویدان خواهد ماند.

به عنوان یک مسئول فرهنگی، این رویداد را الگویی بی‌نظیر برای تمامِ استان‌ها می‌دانم و از همه دست‌اندرکاران، ورزشکاران، و به ویژه خانواده‌های معظم شهدا، سپاسگزارم که نشان دادند ورزشِ ایرانی، می‌تواند همزمان، پهلوانیِ تن و حماسه‌ی جان باشد. امید که این انقلابِ فرهنگی، در تمامِ عرصه‌های ورزشی کشور، ساری و جاری شود.

نویسنده:

حجت الاسلام دکتر علیرضااحمدی

عضو کمیته ورزش بنیاد بین المللی غدیر

مشاورعالی فدراسیون ترای اتلون

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

سامانه نماز املاک یاسان املاک یاسان املاک یاسان املاک یاسان املاک یاسان املاک یاسان