تکفرزند، اول، وسط یا آخر؟ تأثیرات ترتیب تولد بر کل شخصیت شما از نگاه روانشناسی
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که جایگاه شما در خانواده – فرزند اول، وسط، آخر یا تکفرزند بودن چگونه میتواند بر شخصیت شما تأثیر بگذارد؟ علم روانشناسی هم تا حدی این باورهای رایج را تأیید میکند و نشان میدهد ترتیب تولد میتواند نقش مهمی در شکلگیری ویژگیهای شخصیتی شما داشته باشد.
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که جایگاه شما در خانواده – فرزند اول، وسط، آخر یا تکفرزند بودن چگونه میتواند بر شخصیت شما تأثیر بگذارد؟ علم روانشناسی هم تا حدی این باورهای رایج را تأیید میکند و نشان میدهد ترتیب تولد میتواند نقش مهمی در شکلگیری ویژگیهای شخصیتی شما داشته باشد.
به گزارش دنیای اسرار، حتماً تا به حال شنیدهاید که زمان تولد شما در خانواده، یعنی اینکه فرزند اول، وسط یا آخر هستید، میتواند روی شخصیتتان تأثیر بگذارد؛ شاید حتی بیشتر از آنچه فکرش را بکنید.
احتمالاً پیش آمده که وقتی به دیگران گفتهاید فرزند اولید، فوراً شما را جدی، رئیسمآب یا حتی پرتوقع تصور کردهاند؛ درباره کوچکترینهای خانواده هم معمولاً کلی شوخی و خاطره مشترک وجود دارد! خیلی وقتها این حرفها و تصورات، بیشتر برای مزاح و ایجاد صمیمیت بین اعضای خانواده است، اما جالب است بدانید که علم هم تا حدی این موضوعات را تأیید میکند؛ ممکن است واقعاً حقیقتهایی پشت این باورهای رایج وجود داشته باشد.
آلفرد آدلر، رواندرمانگر معروف، اعتقاد داشت که نقش ما در خانواده، مخصوصاً ترتیب تولد، روی شکلگیری شخصیت و رفتارهایمان اثر مهمی دارد؛ البته، این نظریه هنوز بحثبرانگیز است و برخیها معتقدند خیلی سادهلوحانه یا کلیشهای است.
با این حال، تحقیقات جدید نشان داده که عوامل دیگری مثل ژنتیک، جنسیت، ویژگیهای فردی، شیوه تربیت و محیط زندگی هم باید در نظر گرفته شود؛ با وجود این همه تفاوتها میان خانوادهها، همچنان پژوهشهایی وجود دارد که به نظریه آدلر درباره تأثیر ترتیب تولد اعتبار میدهد.
واقعیت این است که ما انسانها بسیار پیچیده و منحصر به فرد هستیم، اما وقتی به ترتیب تولد نگاه میکنیم، بعضی شباهتها بین افراد را نمیشود نادیده گرفت؛ در ادامه، میخواهیم بدانیم ترتیب تولد چگونه بیآنکه خودتان متوجه باشید بر شکلگیری شخصیت اثر میگذارد.
رشد سریعتر و اعتماد به نفس بالاتر؛ ویژگیهای فرزند تک
فاطمه رضازاده، مشاوره کودک و نوجوان، در گفتوگو با خبرنگار دنیای اسرار در خصوص ویژگیهای شخصیتی فرزندان تک اظهار کرد: تحقیقات آدلر نشان میدهد فرزندانی که خواهر یا برادری ندارند، اغلب بسیار سریعتر از همسالان خود بالغ میشوند؛ این مسئله ارتباط زیادی با تعامل بیشتر آنها با بزرگترها نسبت به سایر کودکان دارد.
وی ادامه داد: فرزندان تک اغلب در مرکز توجه بودن را راحتتر میپذیرند و همین امر موجب میشود گرایش بیشتری به اعتماد به نفس و حتی اندکی خودمحوری در آنها شکل بگیرد.
مشاوره کودک و نوجوان با اشاره به بررسیهای علمی منتشر شده در سال ۲۰۱۸ تصریح کرد: این پژوهشها یافتههای آدلر را تأیید میکند و نشان میدهد فرزندان تک، که برخی والدین آنها را «نخستزادگان فوقالعاده» مینامند، اغلب کمالگرا بوده و پتانسیل تبدیل شدن به رهبرانی مؤثر را دارند؛ چرا که از سنین پایین از بلوغ و اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.
وی افزود: بسیاری از این کودکان، از همان ابتدای کودکی به غرایز و تواناییهای خود اطمینان کرده و این خصوصیت آنها را در عرصه حرفهای و شغلی، نسبت به دیگران متمایز و موفقتر میکند.
رضازاده با بیان اینکه این خوداتکایی و تلاش زیاد ممکن است روابط شخصی را برای فرزندان تک دشوار کند، خاطرنشان کرد: برخی از رواندرمانگران معتقدند که اگر فردی با یک فرزند تک در رابطه عاطفی است یا قصد ازدواج دارد، باید نسبت به احساس کمتر دیده شدن یا در اولویت نبودن، حساس باشد و اگر طرف مقابل تلاشی برای بهبود و توازن رابطه نمیکند، ضروری است نیازهای خود را بهروشنی بیان کند.
وی گفت: چون فرزندان تک ناچار نبودهاند در کودکی با خواستهها و نیازهای خواهر و برادر سازگار شوند، ممکن است در بزرگسالی نیز در زمینه سازش و مصالحه دچار چالش باشند؛ گاهی نیز بهدلیل پرهیز از تعارض و نداشتن تجربه حل اختلاف، ارتباط مؤثر در روابط عاشقانه برای آنها سختتر میشود.
مشاوره کودک و نوجوان تأکید کرد: افراد شناختهشدهای همچون دنیل ردکلیف، لئوناردو دیکاپریو و ناتالی پورتمن نیز از جمله فرزندان تک هستند که توانستهاند با اتکا به ویژگیهای مثبت این جایگاه خانوادگی، موفقیتهای چشمگیری کسب کنند.

توجه و فرصتهای منحصربهفرد والدین به فرزند اول زمینهساز موفقیت و پیشرفت آنهاست
وی در خصوص ویژگیهای شخصیتی فرزند اول اظهار کرد: نتایج پژوهشها نشان میدهد که کودکان اول خانواده اغلب شخصیتهایی موفقگرا و مسئولیتپذیر دارند و به سمت رفتارهای نوع A گرایش دارند؛ یک مطالعه مهم در سال ۲۰۱۶ نشان داد که هوش و مهارتهای تفکر فرزندان اول نسبت به سایر خواهران و برادرانشان بالاتر است.
مشاوره کودک و نوجوان با اشاره به اینکه والدین معمولاً وقت و انرژی بیشتری برای آموزش و تربیت فرزند اول صرف میکنند، تصریح کرد: این توجه اختصاصی میتواند زمینههای رشد و موفقیت بیشتر را برای فرزند اول فراهم کند.
وی افزود: با ورود فرزند دوم یا سوم، والدین به طور طبیعی فرصت کمتری برای پرداختن به فرزند اول دارند که این امر موجب میشود فرزند اول در سنین پایینتر احساس مسئولیت و پختگی بیشتری کسب کند.
رضازاده با بیان اینکه این شرایط مثبت میتواند چالشهایی نیز به همراه داشته باشد، خاطرنشان کرد: ترس از شکست، کمالگرایی و تمایل زیاد به مسئولیتپذیری میتواند فرزند اول را به فردی سختکوش و گاهی انعطافناپذیر تبدیل کند.
وی گفت: نقش یاریدهنده والدین که معمولاً به فرزند اول محول میشود، گاهی باعث تقویت روحیه اقتدارگرایانه و رفتار «یا راه من یا هیچ» در او میشود.
مشاوره کودک و نوجوان تأکید کرد: توجه ویژه والدین به فرزند اول، ضمن ایجاد فرصتهای رشد بیشتر، میتواند زمینهساز ظهور ویژگیهای شخصیتی منحصربهفرد و موفقیتآمیز در آنان باشد.

فرزندان میانی؛ صادقترین و مستقلترین اعضای خانواده
رضازادهدر خصوص ویژگیهای شخصیت فرزندان میانی اظهار کرد: جایگاه فرزند وسط در خانواده جایگاهی منحصربهفرد است، هرچند خود آنها ممکن است این را به خوبی درک نکنند و همین موضوع میتواند چالشهایی برایشان ایجاد کند.
وی ادامه داد: معمولاً به دلیل تقسیم محدودتر انرژی و توجه والدین به فرزند دوم، احساس نادیده گرفته شدن در این کودکان رایج است و همین مسئله میتواند موجب بروز مشکلاتی در عزت نفس آنها در بزرگسالی شود.
مشاوره کودک و نوجوان با اشاره به اینکه با وجود این احساسات، فرزندان میانی اغلب دارای خصوصیات شخصیتی مثبتتر و بارزتری هستند، تصریح کرد: معمولاً این کودکان نقش میانجی و آرامکننده را در خانواده برعهده دارند و توانایی بالایی در سازش و ایجاد صلح دارند.
وی افزود: فرزندان میانی دوستداشتنیتر، وفادارتر و مهربانتر هستند و بهخوبی میتوانند با افراد بزرگتر و کوچکتر از خود ارتباط برقرار کنند.
رضازاده با بیان اینکه مسئولیتهای فرزندان بزرگتر بیشتر است اما فرزندان میانی معمولاً مستقلترین اعضای خانواده میشوند، خاطرنشان کرد: آخرین پژوهشها حاکی از آن است که فرزندان وسط، صادقتر، متواضعتر و سازگارتر از دیگر خواهر و برادران خود هستند.
وی گفت: گاهی همین تصور که فرزند میانی بودن جایگاه برجستهای ندارد، موجب رشد و تقویت ویژگیهای انسانی و اخلاقی در آنها میشود؛ میتوان گفت فرزندان میانی با وجود چالشهای خاص خود، از برترین و دوستداشتنیترین اعضای خانواده به شمار میروند.

کودکان آخری اغلب بزرگسالانی جذاب و خلاق میشوند
رضازاده در خصوص ویژگیهای شخصیتی فرزند آخر اظهار کرد: معمولاً فرزندان کوچک خانواده، توجه و محبت زیادی از والدین دریافت میکنند و همین امر میتواند موجب شود با شخصیتهایی بسیار جذاب و اجتماعی رشد کنند.
وی ادامه داد: بسیاری از افراد معتقدند که فرزند آخر خانواده نسبت به دیگر فرزندان آزادی بیشتری داشته و سختگیریهای کمتری را تجربه کرده است؛ همین موضوع اغلب راه را برای بروز خلاقیت و رفتارهای نوآورانه آنان باز میکند.
مشاوره کودک و نوجوان با اشاره به اینکه فرزندان آخر، اغلب برونگرا و اهل معاشرت هستند، تصریح کرد: این افراد اغلب در جمعهای اجتماعی به راحتی دیده میشوند و به دلیل روحیه انعطافپذیر خود، رابطه خوبی با دیگران برقرار میکنند.
وی افزود: خواهران و برادران بزرگتر، اغلب اعتقاد دارند که فرزند آخر خانواده از بسیاری قوانین معاف بوده و به راحتی اشتباهاتشان مورد چشمپوشی قرار گرفته است؛ البته تا حد زیادی این تصور درست است، چرا که والدین با فرزند کوچکتر خود اغلب آسانگیرتر هستند.
رضازاده با بیان اینکه این سبک تربیتی میتواند موجب ایجاد استقلال و جسارت بیشتری در فرزند آخر شود، خاطرنشان کرد: چنین فرزندانی همواره در تلاشند توجه دیگران را جذب و حفظ کنند؛ حتی گاهی این توجهطلبی ممکن است به رفتارهای ماجراجویانه یا ساختارشکنانه منجر شود.
وی گفت: براساس مطالعات علمی، ویژگیهایی همچون توافقپذیری بالا، برونگرایی و ذهن باز، بیشتر در فرزندان آخر دیده میشود و البته در عین حال، مسئولیتپذیری کمتری نسبت به دیگر خواهران و برادران خود دارند.
مشاوره کودک و نوجوان تاکید کرد: این گروه معمولاً در حوزههایی که نیاز به تعامل اجتماعی دارند، بسیار موفق ظاهر میشوند اما ممکن است همیشه خود را «کوچکترین عضو خانواده» بدانند یا دیگران آنان را با این عنوان بشناسند.
وی بیان داشت: اگرچه ممکن است فرزندان آخر در مواجهه با مسئولیتهای بزرگسالی کمی بیثبات به نظر برسند، اما جذابیت و سرزندگی آنها موجب میشود دیگران به راحتی از اشتباهاتشان چشمپوشی کنند.
در نهایت، با وجود پیچیدگیهای شخصیت انسانی و تأثیر عوامل متعدد مانند ژنتیک، محیط و شیوه تربیت، نمیتوان از نقش ترتیب تولد در شکلگیری ویژگیهای فردی چشمپوشید؛ همانطور که آلفرد آدلر مطرح کرد و تحقیقات اخیر نیز تا حدی آن را تأیید میکنند، جایگاه ما در خانواده میتواند برخی الگوهای شخصیتی مشترک را ایجاد کند؛ از کمالگرایی و مسئولیتپذیری فرزندان اول و تکفرزند، تا صداقت و استقلال فرزندان میانی و جذابیت و خلاقیت فرزندان آخر؛ شناخت این الگوها نه تنها به درک بهتر خودمان کمک میکند، بلکه میتواند روابط ما را با اعضای خانواده و دیگران عمیقتر و سازندهتر سازد و نشان دهد که چگونه بدون آنکه متوجه باشیم، این جایگاه خانوادگی بر مسیر زندگی و ویژگیهای منحصربهفرد ما اثر میگذارد
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.












ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0